تبلیغات
my own land __ سرزمین تنـــهایـــــــــــــــــــــــــی من - پروردگارا...! امشب به کی و بنام چه کسی نامه بنویسم؟


my own land __ سرزمین تنـــهایـــــــــــــــــــــــــی من

اینـــــــــجا طـــــــــعم دلتنـــــــگی تلــــــــخ تر از قـــهوه اســــت ....

من امشب یک قطره اشکم .... یک قطره اشک سر گردان که نمیدانم برای فروچکیدن دامن چه کسی را بگیرم؟

بطور وحشتناکی احساس میکنم که همه آنچه احساس میکنم در هیچ نقطه از پهنه تخیلات شاعرانه ام متمرکز نیست ....! گفتم من امشب یک قطره اشکم ؟؟ نه ... این صحیح نیست ، سرتاسر وجود من امشب یک نامه است ، نامه ای که هیچ نمیدانم صاحبش کیست؟

ای آسمانها ! ستاره ها ! دوستان ! دیوارها ، ای دیوارهای سینه شکافته کلبه محزون و فقیرم ! ... بدادم برسید؟ من دارم امشب در چنگ مشتی سرود نسروده ، میمیرم ...

خداوندا ! قلبم گرفت ! دیوانه شدم ، بمن یاری ده ، بگو امشب من برای چه کسی ، بکجا بنویسم؟...

کاش نامه ام را به او بنویسم ... بنویسم زیبای من ... معشوقه نازنین ... تو دریائی بیکران از عشقی بیکرانی و من کشتی دریا گم کرده ام ...معشوقه ی من ! بیا هم دریای من باش هم ناخدایم ....

آخ ، دلدارم من کجایی ؟

نه ! خداوندا ! اینهم نشد ... من امشب اصلا حال نوشتن ندارم ... باشد برای یک شب دیگر ... با یک شور دیگر ... شب بخیر !


امروز 1391/01/26 ساعت 01:58 | دل نوشته ی احسان حسینی |نظرات |


سرزمین : . . .تنهایی من